Jul 7, 2010

خیلی بعد از نیمه شب


و به طرز عجیب ناک تری دل ام می خواهد بروم خیابان گردی کنم توی همین اندازه از تاریکی و خطر

.


.الان به طرز عجیب ناکی آرام ام
.که جای نگرانی دارد

آآآآ لعنت بر قسمت های لعنتیِ زندگی

علی الخصوص تازگی ها، تحمل هیچ خطایی را ندارم. به خصوص از جانب مادرم و پدرم. یعنی اگر سبب اشتباهی شده اند یا دارند سبب اشتباهی می شوند، دیگر مثل گذشته دندان روی جگر نمی گذارم و با لازم ترین لحن ممکن برخورد می کنم تا جلوی مشکل را از هر جایی که دستم می رسد بگیرم. به نظر خودم این رویة جدید در بعضی مواقع روی سرنوشت خانواده تاثیرات مثبت گذاشته!!! فقط ایرادی که دارد همین حرمت شکنی ای است که حتی بعد ها هیچ جوری چسب نمی گیرد و برای همیشه معیوب می ماند. اطرافیان نزدیک معتقدند آستانة تحمل من در برابر سختی ها پایین آمده، اما به نظر خودم میزان خطا پذیری آن ها نسبت به گذشته زیاد تر شده.

یک دوستی می گفت دنیا هم این روز ها خیلی لحظه ای تر از قبل شده یا حساس تر یا حالا یه چیزی تو همین مایه ها. میگفت که مثلاً قدیم پیکی شش روز توی راه بود تا برسد به مقصد اش اما الان با فشردن یک دکمه پیغامی از این سر دنیا به آن سر دنیا می رسد، و معتقد بود که به همان نسبت هم میزان پیش آمد اتفاقات بالا رفته (به همین خوشمزه گی!!!) و آدم ها مجبور شده اند یا مجبورند آستانة تحمل اشان را بالاتر ببرند؛ و به عقیدة او من ظاهراً از آن تیپ آدم هایی از آب در آمده ام که پیچیدگی ها و سختی ها تحمل ام را تمام می کنند.


پ.ن

خودم می دانم تا امروز عنوان از این لوس ناک تر و مایوس ناک تر در این بلاگ بکار نرفته اما از حالا به بالا عنوان های مایوس ناک تر از این نیز رویت خواهد شد، چون به قراری دنیا (یا لا اقل این قسمت اش که ما تشریف داریم) روز به روز دارد جای بدتری می شود

Jul 5, 2010

تحریم شام بکنیم؟


میلتون فریدمن، اقتصاد دان فقید امریکایی و به نوعی هم متخصص در امور خاور میانه در طی یک برنامه ی تلویزیونی در مورد هند و دانش و تکنولوژی نوین حرف جالبی زد تعریف کرد: وقتی بچه بودیم شب ها پدرمان می گفت غذای تان را بخورید و آن را قدر هم بدارید که بچه های هند شب ها شام ندارند و گرسنه به خواب می روند...، در ادامه گفت: ولی امروز من به بچه ام می گویم درس ات را زود بخوان و خوب کار کن که بچه های هند کمین کرده اند تا تکنولوژی ما را از چنگ ما در آورند ...! ا

این برنامه داشت خیلی کلی گسترش دانش و فن آوری IT در جهان را توضیح می داد که سبب شده دنیای جدیدی با پارامترهای جدید از جنس دانش و تکنولوژی شکل بگیرد که ارتباط چندانی با فرهنگ و سابقة تمدن و حتی سرمایة اولیه ندارد. این برنامه گسترش چشم گیر دانش IT در جهان را نشان می داد و به طور خاص هند را تحلیل می کرد که امروز به لحاظ فناوری مخابراتی جایگاه و مقام چهارم را در جهان دارد و چگونه توانسته مراتبی از تکنولوژی نوین را در ارتباط با عرصة کار و بازار جهانی که به رشد خوب اقتصاد این کشور منجر شده، از آنِ خود کند. مثلاً نشان می داد که چه سازمان هایی در هند تشکیل می شود تا دانش کامپیوتری نوجوانان و جوانان هندی را سازمان دهی کند و آن را به عنوان نیروی کار مفید به جامعة خود و به دنیا عرضه کند.

پ.ن

مثلاً یکی برایمان تعریف می کرد یک پدیده ای که در لندن شایع شده این روزها آن است به هر دفتر خدمات ارتباطات مردمی که تماس بگیری، یک هندی در بمبئی از آن طرف خط جواب ات را می دهد بله قربان؟؟ و تو مشکل را به او می گویی و او آن را درج می کند و دوباره از طریق ماهواره به سازمان یا ادارة مربوطه مخابره می کند.

در واقع در لندن با 10000 پوند هم نمی صرفد که برای تامین چنین نیازی، یک محلی و تشکیلاتی فراهم شود ولی در هند ادارات کوچک و زیادی هستند که چنین نیازی را برای غرب تامین می کنند و کارمندان آن در واقع از طریق ماهواره کارمندان کشورهای دیگری محسوب می شوند. یک هندی با 1000 پوند در ماه هم راضی است که ساعات کاری مشخصی را در محل غیر استانداردی از لحاظ ابعاد فضا، تهویه و نور بگذراند