Jan 26, 2011

:( گیر داده ایم بلی


:این چند خط پایین را یکی از دوستان به عنوان مثلاً جُکی فرستاد


یه روز یه گوریل از باغ وحش فرار می کنه . یه مرده زنگ می زنه می گه گوریل نزدیک خونه من بالای درخته
یه ترکه رو با یه سگ برای گرفتن گوریل می فرستن. ترکه در خونه یارو رو می زنه می گه آقا بیا اینجا
...این تفنگ بجیر من می رم بالای درخت با غوریل درگیر می شم غوریل میندازم پایین ،سگ حیوون وظیفه شناسیه میاد از بیضه ها ی غوریله می گیره می بره باغ وحش . یارو می گه پس تفنگ چیه ؟ ترکه میگه : آماااااا !!!
اومدیم غوریل منو انداخت پایین تو باید سریع سگه رو بزنی


خُب؟
.کجای اش چیز بود؟ بیابید ایراد را خُب

Jan 12, 2011

Jan 8, 2011

سیندرلا


ما خرِمان از پل گذشت ولی لعنتی لنگه کفش اش را جا گذاشت

پ.ن
استاد راهنما در نقش زن بابا
ما در نقش سیندرلا، کوزت، پِرین، حنا و هر بدبخت فَلَک زده ی دیگری که باشد
پسر حاکم در نقش کَلّاش و کلاه بردار
پسر حاکم واقعی هم فعلاً در نقش ابر و باد

پ.ن2
ما قرار نبود از این زِر ها کمتر بزنیم؟

Jan 5, 2011

دیوانه ای از قفس پرید


سر تیترِ روزنامه های صبح امروز

:D



پ.ن
آه دل ام برای مسخره کردن یکی همراه یکی دیگر یا برای همراه شدن با کسی در کار مسخره کردن یک کسی دیگر یا آه برای مسخره کردن او با تو لک زده است